Memarian e_Learning Institute

 

Q & A


Back to overview

11/19/2016

میخواستم در مورد مشکلات کودکان معلول جسمی و حرکتی بیشتر بدونم؟

خانواده های دارای فرزند معلول، در معرض انواع ناراحتی ها و مشکلاتی قرار دارند که در نگهداری و رسیدگی به وضع فرزندشان موثر است و باعث می شود خانواده روند زندگی طبیعی خود را از دست بدهد و ادامه این وضع حتی ممکن است به فروپاشی نظام خانواده یا طرد فرزند معلول منجر شود.

وجود فرزند معلول، می تواند در راستای تامین مراقبت های پزشکی، خرید دارو و حمل و نقل کودک معلول موجب فشار اقتصادی بر خانواده شود. ایجاد و تشدید اختلافات زناشویی، جدایی، تحمل بار سنگین اقتصادی و تحمل صحبت های دیگران در رابطه با کودک معلول نیز از دیگر نتایج احتمال ناشی از حضور کودک معلول در یک خانواده است.

از طرفی، اگر بخواهیم به آثار عاطفی مهم معلولیت فرزند بر والدین اشاره کنیم باید به چند مساله توجه کنیم؛ اول اینکه سنگینی مسئولیت نگهداری از کودک معلول باعث می شود پدر و مادر، ناخواسته به دیگر فرزندان، کم توجه یا بی توجه شوند. گاهی هم ممکن است پدر خانواده حاضر به دیدن فرزند معلول خود نباشد، از این رو با دیرآمدن به خانه و برقرار نکردن ارتباط با کودک، به بهداشت روانی فرزند و همسرش ضربه می زند. از طرف دیگر، با وجود کودک معلول در خانواده، ارتباطات اجتماعی، خانوادگی و پرورشی خانواده تا حدود زیادی دچار اختلال می شود. گاهی هم وجود فرزند معلول در خانواده، موجب شرمساری و برآشفتگی سایر فرزندان و بروز احساس خشم و پرخاشگری آنها نسبت به کودک معلول می شود.

در کنار این مسائل باید موارد دیگری از جمله انکار واقعیت، کنار نیامدن با معلولیت فرد، خشم و پرخاشگری، افسردگی مادران بر اثر ارتباط بیشتر با کودک، احساس گناه و فداشدن زندگی، اختلال در روابط زناشویی و مانند آن را هم به این مشکلات اضافه کنیم که هرکدام از آنها می تواند سیستم خانواده را تحت تاثیر قرار دهد.

موثرترین اقدام برای بهینه سازی روابط اعضای خانواده دارای کودک معلول با یکدیگر، مشارکت دادن تمامی افراد خانواده به ویژه فرزندان سالم در برنامه های آموزشی روان شناسی ارتباط با فرد معلول است. آشنایی فرزندان سالم با محدودیت ها و توانایی های فرد معلول و شرکت دادن آنها در فعالیت ها و کارهای خانواده براساس ظرفیت و توان آنها می تواند زمینه ارتباط اثربخش فرزندان سالم را با کودک معلول در خانواده فراهم کند

همچنین آموزش مهارت درک همدلانه به بچه ها می آموزد همه انسان ها دارای توانایی ها و محدودیت های متفاوتی در رفتار خود هستند که آنها را نسبت به یکدیگر متمایز می کند. با همین درک همدلانه است که آنها در می یابند فرد دارای معلولیت، درست مثل خودشان احساس دارد. بنابراین همان طور باید با او رفتار کنند که دوست دارند با خودشان رفتار شود. گرچه ممکن است فرد معلول با دیگران تفاوت داشته باشد ولی تکیه بر ناتوانی فرد، نه تنها کمکی به وی نمی کند بلکه بر مشکلاتش اضافه خواهد کرد.

افراد معلول، غالبا مشکلاتی دارند که مانع از انجام برخی فعالیت هایشان می شود یا احتمالا بعضی از کارها را به شکل دیگری انجام می دهند، اما بیشتر افراد معلول هم می توانند پس از آموزش لازم، بسیاری از فعالیت های عادی زندگی را با اندکی تفاوت یا با سرعت کمتری نسبت به دیگران انجام دهند؛ آنچه یک فرد معلول نیاز دارد پذیرفتن و باورکردن توانایی های اوست نه غصه خوردن برای ناتوانی وی!

معلولين جسمی انتظار دارند که دیگران با آنها رفتاری عادی و طبيعی داشته باشند .معمولا همه می خواهند به معلولين و آنها که به هر علتی از توانایی جسمی کاملی برخوردار نيستند کمک و مساعدتی کنند . اما کمترکسی است که بداند کمک خود را چگونه عرضه کند تا به حال آنها واقعا مفيد باشد

کمک کردن به این افراد به معنی از ميان برداشتن همه موانع و مشکلات آنها نيست. بلکه کمک به انجام کاری است که این افراد به تنهایی از عهده آن بر نمی آیند. کمک دهنده باید همواره کمک گيرنده را در تصميم گيری برای پذیرش کمک آزاد بگذارد و کمک خود را به او تحميل نکند. بعضی کسانی که از آسيب دیدگی و یا نارسایی غير آشکار رنج می برد– مانند کسانی که ضعف بينایی دارند ،خوب نمی شنوند،لکنت زبان دارند و به صرع یا بيماریهای مزمن مبتلا هستند – معمولا تمایلی ندارند که دیگزان از بيماریشان آگاه شوند و از این رو به شيوه های مختلف به کتمان مشکلات خود می پردازند. حتی در مواردی برخی از آنها وانمود می کنند که به خوبی می بينند،از قدرت شنوایی کامل برخوردارند و در بيان مطالب مشکلی ندارند.البته این گونه اشخاص برای چنين رفتاری،بهای سنگينی می پردازند ،چرا که پيوسته در فضایی آکنده ازترس دایمی و دلمشغولی و نگران از آشکار شدن نقص عضو یا بيماری خود زندگی می کنند. برخی از آنان در حد امکان از معاشرت با افراد دیگر خودداری می کنند وبه همين دليل در معرض خطرات روانی ناشی از گوشه نشينی قرار می گيرند.

تفاوت زیادی بين معلولان جسمی مادرزاد و معلولان ناشی از حادثه یا بيماری وجود دارد .برای نمونه موقعيت یک نابينای مادرزاد نامساعدتر از موقعيت کسی است که در دوران زندگی خود از قدرت بينایی برخوردار بوده و سپس در یک مقطع سنی از آن محروم شده است.نابينای مادرزاد فاقد تصورات واقعی مربوط به دید است.به بيان دیگر،او باید به درک ودریافت شخصی از رنگ ها ، اشکال، موادوهمه عناصر موجود درخارج از ذهن بپردازد ودیگرحواس خود را با شدت وحدت بيشتری گسترش دهد وبه کار گيرد.در چنين شرایطی است که او می تواند قدرت شنوایی وحس لامسه دقيق تر و حساس تر به دست آورد.

بهتر است شکل کمک ومساعدت به گونه ای باشد که بتواند به نوبه خود آن را بپذیرد،یا رد کند. برای مثال می توان گفت:
"آیا کاری از دست من ساخته است؟"
یا:
"آیا شما به تنهایی از عهده این کار بر می آیيد؟"
و...
همچنين باید درنظر داشت که هيچ فرد معلولی کمک آشکار را- کمکی که درمعرض دید عده زیادی صورت بگيرد- با رغبت نمی پذیرند. یک فرد معلول دوست ندارد توجه تمام مسافران یک اتوبوس، یا مشتریان یک رستوران را به سوی خود جلب کند. اما واقعيت این است که به رغم تمایل واقعی وی، او درنهایت، حس کنجکاوی دیگران راتحریک می کند.

همه افراد این گروه انتظار دارندکه دیگران رفتار عادی وطبيعی با آنها داشته باشند .اما چنين رفتاری از طرف بسياری از افراد عادی مشکل است. .مردم معمولا در برخورد با ایشان از خود تاثر زیادی نشان می دهند .عده ای از آنها سخنانی حاکی از ترحم و دلسوزی بر زبان می آورند عده ای دیگر به عمد حتی یک کلمه هم حرف نمی زنند . برخی نيز گویی با کودکان رفتار می کنند و بر خلاف ميل شان اصرار فراوانی در کمک رسانی به او می کنند . در حالی که برقراری رابطه اصولی و منطقی با بيشتر معلولان جسمی ،نه تنها عملی ،بلکه بسيار ساده است

پيش از هر چيز باید کاملا طبيعی به صورت مستقيم با آنها طرف صحبت شد و به عنوان همنشينانی با ارزش برابر به آنها توجه کرد. از
نصيحت و دلسوزی کردن بی مورد جدا پرهيز کرد . چرا که او به اندازه کافی از محدودیتها و امکانات خود آگاه است . اغلب مردم کارایی معلولان را پایين تر از حد واقعی آنها تصور می کنند و می خواهند او را از هر گونه کار و فعاليتی معاف سازند. در حالی که بسياری از آنها به راحتی می توانند گليم خود را از آب بيرون بکشند و از این که بدون کمک دیگران کارهای خود را انجام می دهند راضی و خشنود هستند. آنها حق دارند مانند افراد سالم از موفقيت خود احساس غرور و شادی کنند .فراهم ساختن امکانات شرکت واقعی در زندگی اجتماعی برای معلولان جسمی ،دلگرمی ،اعتماد به نفس و نشاط می آفرینند . به ویژه زمانی که احساس کنند مزاحم هيچ کس نيستند . به این ترتيب اگر دربين اطرافيان شما فردی معلول وجود دارد می توانيد او را به خانه خود دعوت کنيد یا با او به گردش بروید به تماشای مسابقه ورزشی بنشينيد ویا به یک نمایش هنری بروید . یک مکالمه تلفنی و سلام عليک گرم وصميمانه شما می تواند او را خوشحال کند و به وی کمک کند تا در یابد تفاوتی با دیگران ندارد و انسانی است با نقص عضوی معين که تنها در انجام بعضی کارها مختصری از دیگران ناتوان تر است.

حالا در مورد اینکه در مدرسه با اون کودک چه برخوردی داشته باشین، باید عرض کنم خدمتتون با شرایطی که شما گفتین ایشون جزو دانش آموزان دیرآموز هست، یعنی در مقایسه با کودکان عادی دارای رفتارهای سازشی ضعیف تر و قابلیت یادگیری کمتری هستند. این گروه به سبب رشد کم ذهنی قادر به فراگیری مطالب و حل مسایل در سطح افراد عادی و همسن و سال خود نیستند. در میان گروه های عقب مانده ذهنی دیرآموزان بالا ترین درجه رشد ذهنی را دارند و در عین حال بزرگ ترین گروه از گروه های عقب مانده ذهنی را تشکیل می دهند و بهره هوشی آنان حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد است و درصد قابل توجه ای از جمعیت دانش آموزان مدرسه رو که معمولا نمی توانند در تحصیل و یادگیری مطالب همگام با سایر همکلا سان خود پیش بروند از این گروهند. دیرآموزان ۱۰ تا ۱۴ درصد از جامعه دانش آموزی را شامل می شوند.

ویژگی های شناختی دانش‌آموزان دیرآموز:
- در درک مفاهیم یادگیری مطالب، کندتر از متوسط شاگردان کلا س هستند
- در تشخیص روابط پیچیده ضعیف اند
- از درک مفاهیم انتزاعی عاجزند
- برای یادگیری مطالب درسی به تمرین بیشتری نیاز دارند
- دامنه معلومات عمومی آنان نسبت به همسالا ن خود محدودتر است
- نسبت به همسالا ن خود خزانه لغات محدودتری دارند و از دستور زبان ساده ای که ویژه دانش آموزان کوچک تر است استفاده می کنند
- در خواندن و فهمیدن کتاب های درسی با مشکل مواجهه اند
- در انجام تکالیف درسی معمولا دو تا سه سال از همسالا ن خود عقب ترند.

از طرفی ایشون مشکل کم شنوایی هم دارن، و چون اطلاعی از برخوردی که توی خونه با ایشون میشه رو نداریم، نظر من اینه که اول از همه فوق العاده صبور باشین، دوم مطمین باشین منظور شمارو متوجه میشه، چه از نظر شنوایی، چه از نظر آموزشی، بنظرم برخوردهایی که داره به دلیل ه رفتاریه که توی خونه باهاش میشه و دوم اینکه خیلی اوقات وقتی از یه نظر میدونه نمیتونه جوابگوی تمرینات و تکالیفش باشه با اون رفتارها سعی میکنه حواس شما متوجه موضوع دیگه ای بشه

شما وقتی که کاملا مطمئن شدین متوجه سوال شما یا درس شده با جدیت ازش بخواین که تکالیفشو انجام بدهف ولی در کنار جدیتتون، لطفا مهربان و فوق العاده صبور باشین، این بچه ها با توجه به شرایطشون به واکنش شما خیلی حساسن و ممکنه در کنار عصبانیت شما خیلی لجباز بشن




Back to overview



Mail
About
Instagram